مروری بر ادبیات علم پیچیدگی
1
پیچیدگی
تعاريف مختلف از پيچيدگي
هرچند تعریف واحد و جهانشمولی از پیچیدگی ارائه نشده است، لیکن جهت آشنایی، به چندمورد از تعاریف ارائه شده اشاره میکنیم؛ از جمله:
پیچیدگی منعکس کننده عدم تجانس در محیطی است که سازمان در آن عمل میکند ) Reed, Storrud-Barnes; .) 0202
پیچیدگی اسم رمزی است برای روش جدیدی از اندیشیدن درباره رفتار جمعی واحدهای متعددی
که عناصر اساسی سیستم هستند که باهم در تعاملند (Dent; .(9111
از سویی، پیچیدگی بعنوان نظریهای شناخته شده است که توصیف کننده تعداد زیادی از عاملهای 9
به ظاهر مستقل که به صورت خودجوش میتوانند خود را در راستای شکل دادن سیستم منسجم سازمان-
دهی کنند ) Peters, 9111 ( و از خود رفتار آشوبناکی نشان میدهند، میباشد ) Goulielmos; .) 0222
لانگتن ) 9111 (، قواعد ساده ای از تعامل را مشخص می کند که هر عامل 2 در سیستم خود از آن
تبعیت می کند و نتایج رفتاری پدید آمده را مشاهده می کند و بر غیرقابل پیش بینی بودن قطعی الگوهای رفتاری پدیدار شونده تأکید می کند. ناتوانی برای ایجاد قوانین یا الگوریتم جهانی در تغییر در وضعیت سیستم باعث می شود که توجه به تعاملات روی داده در سطح محلی ضروری می نماید. نظریات لانگتن قرابت زیادی به سایبرنتیک و شناخت گرایی 3 دارد که در هر دو استفاده و پردازش اطلاعات مفهوم اصلی را دارد. به نظر وی سیستم به عنوان کل دیگر سایبرنتیک نیست لیکن از اجزاء سایبرنتیک را که به شیوه
1 Agents
2 Agent
3 Cognitivism
2
شناخت گرایی در پردازش اطلاعات عمل می کنند، تشکیل شده است. حفظ دیدگاه شناخت گرایانه از جهان در نظریات لانگتن این مضمون را می رساند که کارهای وی مبتنی بر تفکر سیستمی در مباحث مدیریت می باشد.
وی معتقد است که اجزاء تشکیل دهنده سیستم در تعامل باهم طی روش ها و قوانین برگشتپذیر،کلی را پدید می آورند که به شدت رفتار غیرقابل پیشبینی را داراست. بنابراین روششناسی لانگتن نزدیک به بنیادگرایی علمی و بر پایه جبرگرایی، تحلیلگرایی و مکانیستی است که در کنار آن بر ماهیت غیرقابل پیشبینی نظم نوظهور تأکید می کند )برگرفته از: Langton;.) 1991ژلمن ) 9111 ( می گوید: تمام سیستم های سازگار پیچیده 1 ( CAS ( نیازمند اطلاعات از محیط خود و معاملات شان با آن هستند. این سیستم ها، نظم ها را در محیط و تعاملات خود شناسایی کرده و درمدل هایی قرار می دهند و بر اساس آن، پیشبینی و اقدام می کنند. بنابراین چارچوب شناختگرایی و قوانین سایبرنتیک نیز در وراء آن در دیدگاه و نظریات وی کاملا آشکار است. ژلمن توجه و تأکید زیادی درباره خودسازماندهی و پدیدارشوندگی نداشته است مخصوصا زمانی که نظریات خود را به سازمان ارجاع می داد. وی با محدود کردن مفهوم پیچیده بودن، خودسازماندهی را فرایند تبعیت از قوانین ساده و ساختاری برآمده از ویژگی های سیستمی می داند. از این روست که می توان گفت که ژلمن متأثر از دیدگاه سیستمی درسازمان بوده است. آنچه وی انجام داده است، کاستن از اهمیت فرایند خودسازماندهی و پدیدارشوندگی و تمرکز بر روی انتخاب رقابتی به عنوان پیشران تکامل در سیستم های سازگار پیچیده است. او معتقد است که تکامل از طریق تغییر حاصل می شود ولی هنگامی که شکل جدیدی تصادفاً پدید آمد، تثبیت شده و توسط ترتیبات و نظم هایی شکل می گیرد که باعث قابل پیشبینی بودن آن می شود. بنابراین ژلمن اهمیت
4 Complex Adaptive Systems
 زیادی را بر تغییر در تکامل سیستم های سازگار پیچیده قائل است هر چند این امر بلندمدت را غیرقابل پیشبینی می کند ولی بیشتر بر روی نظم و قابلیت پیشبینی تمرکز دارد )برگرفته از: GellMan;.) 1991
هولند ) 9111 ( در نظریات خود توجه عمیقی بر مدل های عاملمحور غیرخطی داشته و فراگردهایی
برای طراحی چنین مدل هایی ارائه کرده است وی در طراحی چنین مدلی از بلوک های ساختاری نام می برد که کارکرد آنها قابلیت پیشبینی و ممکن بودن برنامهریزی را فراهم می سازد )برگرفته از: Holland; .)1991 چارچوب ارجاعی شناختگرا و دیدگاه جبرگرایی و تحلیلگرایی در نظریات هولند آشکار است.
وی جایگاهی را برای مشاهدهگر مستقل برای سیستم قائل بوده و درباره مدل هایی که باید از گرایشات طراح خود پیروی کنند صحبت می کند. او همچنین بر روی الگوهای نوظهوری که توسط تعاملات بین قوانین ساده به وجود می آیند، و اینکه چگونه قوانین می توانند ابداع دائمی را به وجود آورند، تأکید دارد. در نظر هولند، الگوهای نوظهور، قابل پیشبینی و منظمند و اشاره می کند به اینکه چگونه نظریه آشوب بیانگر غیرقابل پیشبینی بودن سیستم های غیرخطی در بلندمدت هستند؛ ولی با قبول آن معتقد است که علت عدم پیشبینی، ناشناخته ماندن برخی از متغیرهای مربوط است ) Stacey; .) 2002
کافمن ) 9111 ( نیز در نظریات خود اشتراکات بسیاری با ژلمن و هولند دارد ولی برخی تمایزات
ریشه ای نیز با آنها داراست. تشابه در روش اوست. او سیستم های زنده انتزاعی را که دارای تعداد زیادی
عامل سازگار مستقل به عنوان سیستم های پردازشگر اطلاعات هستند، شبیهسازی کرده است. در حقیقت
کار وی بسیار نزدیک به کار لانگتن است. عامل ها و قوانین تعامل آنها ساده هستند و از سادگی تعامل آنها،
الگوهای ابداعی پیچیده پدید می آید. مانند بقیه، عامل های معرفی شده توسط وی، اجزاء سایبرنتیک و ماهیتاً
شناختگرا می باشند. و روششناسی و مفروضات مبتنی بر شناختگرایی او باعث شده که دیدگاه
مدل سازی اش به نظریهپردازی مبتنی بر سیستم درباره سازمان وارد شود. با این حال، نتیجهگیری که وی از
1
کارش داشته، رادیکال است. او بر اهمیت خودسازماندهی در تکامل تأکید داشته و آن را اصل نظم دوم 1
می نامد و به نسبت دگرگونی تصادفی و یا انتخاب طبیعی جایگاه مهم تری بر آن قائل است. او ابداعات
پدیدارشونده را محور اصلی زندگی میداند و بر این اساس، معتقد است که امکان پیشبینی جزئیات عملاً
وجود ندارد ولی باید تشریح، فهم و شاید پیشبینی ویژگی های عمومی نوظهور سیستم را دنبال کرد
)برگرفته از: Kaffman; .) 1991
گودوین ) 9111 ( نیز معانی رادیکال نظریه پیچیدگی را برگرفته است. تأکید اصلی وی بر روی
ارتباطات و مشارکت است همچون کافمن، وی نیز نظریه نئوداروینیسم را در تکامل رد می کند و به جای
ژن، ارگانیسم را واحد اصلی زیست شناسی می داند در اندیشه وی، شبکه ای از ژن ها در محیط یا یک متن
قرار دارند که متن نیز مانعی است بر الگوهای توصیفی شبکه ژنی. ژن ها موجبات ثبات و تکرارپذیری چرخ
حیات، حافظه زیستشناختی و یا وراثت را فراهم می آورند لیکن، موجودات زنده )ارگانیسم ها( عناصری
هستند که به صورت پویا سازماندهی و به وجود آمده اند و زمینه این را دارند که فعالانه خودشان را
سازماندهی کنند. گودوین دیدگاه اجزاء منفرد تعالگرا را کنار گذاشته و در سطح کل به سازمان نگریسته
است )برگرفته از: Goodwin; .) 1991
پریگوگین ) 9111 ( بیش از همه اندیشه رادیکال داشت. وی درباره گفتگوی جدیدی بحث می کند
که ماهیتاً با آنچه در گذشته بود، تفاوت داشت. به نظر وی با ظهور پارادایم جدید، مفهوم کنترل و سیطره
معنی خود را از دست داد )برگرفته از: Prigogine; .) 1992
استیسی ) 2001 و 2000 ( نیز دیدگاه رادیکال نسبت به ماهیت پیچیدگی و سیستم های سازگار
پیچیده دارد وی با بررسی و نقد نظریات دیگران، فاصله زیادی از نظریات مرسوم گرفته و معتقد به وجود
تعامل بین عامل های مستقل و فضای گفتگو بین آنها و توان خودسازماندهی و رفتار غیرخطی و غیرقابل
5 Second Order
1
پیشبینی در سازمان در نتیجه تعاملات داخلی این عامل هاست وی با به کارگیری روش ساختگرا 1 در
سازمان، عامل کنترل و تفکر سیستمی را در سازمان ناکارآمد می داند.
آلن و همکارانش ) 2001 ( که بر روی عقاید پریگوگین کار می کردند معتقدند که تغییر در هر
سازمان در طول فرایند هم تکاملی طی تعامل الگوهای رفتاری با هم رخ می دهد. در ادامه، بیان می کنند که
بستر اصلی ساز و کار چنین تکاملی، شامل تنوع در سیستم و پیشبرد تغییرات پیوسته، نوظهور و کیفی در
سیستم ها و ساختار است. آنان برگرفته از نظریه داروین معتقدند که نیروهای موثری وجود دارند که
تعاملات و حتی ساز و کارهای کشف استراتژی ها را انتخاب می کنند. همچنین تعاملات، محاسبات و عقاید
انسانی نیز ممکن است تنوع را در محدوده کوچک تری نسبت به تنوع در سطح خود طبیعی کانالیزه کند.
تنوع نیز به صورت تعدادی از انواع گوناگونی از لحاظ کیفی از افراد که هر نوع دارای ویژگی های خاص و
متفاوتی هست، تعریف می شود. به محض اینکه سازمان شکل گرفته و رشد پیدا کرد، تغییرات در
ویژگی های داخلی هر نوع و طریقه تعامل بین هر کدام از آنها رخ می دهد. بنابراین، افراد 1 به عنوان گروهی
از ویژگی های هر نوع، و سازمان به عنوان گروهی از افراد در نظر گرفته میشوند و جامعه نیز گروهی از
سازمان ها هستند. هم تکاملی نیز زمانی در سیستم روی می دهد که هجوم جمعی با رفتارهای جدید باعث
رشد سطح مهمی از سیستم شوند.
آنچه آلن و همکارانش در مدل مورد بحث خود دنبال می کنند تنوع عامل ها در سطح خرد یعنی
فرد، و نوع و ویژگی هاست و آن را تنوع خرد 1 می نامند. مدل را با این فرض شروع می کنند که هر عامل در
گروه نوعی، در وضعیت میانگین گروه قرار دارد. تکرار رفتارها و یا استراتژی ها در هر نوع، به عنوان خطا
6 Constructivism
7 Individuals
8 Microdiversity
1
قلمداد می شود. سپس مدل نشان می دهد که چگونه خطاسازی و یا ناآگاهی، راه صریح و محکمی برای
جستجوی استراتژی های جدید است.
در نتیجه، هنگامی که عامل ها در حیطه جدیدی هستند، یادگیری/ جستجو به سوی عملکرد کلی
بهتری رهنمون است. هر چند هزینه فرصت خطاسازی نیز وجود دارد. ولی در حیطه ای که جدید نیست،
بهرهبرداری و به کارگیری نسبت به جستجو، دارای عملکرد بهتری است. آلن عنوان می کند که صنعت نیز
همانند پویایی های این مدل می باشد. و آن زمانی است که صنایع از جستجو به تدریج به سوی بهرهبرداری
تغییر عملکرد می دهند. مدل ها نیز نشان می دهند که استراتژی بهینه ای وجود ندارد زیرا به محض اینکه یک
استراتژی استقرار یافت در برابر هجوم استراتژی های بعدی، شکننده خواهد شد.
این مدل برای تشریح پویایی های بازاری اقتصادی نیز بکار می رود. مشتریان بالقوه از لحاظ
درآمدشان مدل سازی شده اند با احتساب اینکه تمایل افراد با احتساب درآمد، تغییر می کند. مدل نشان
می دهد که بومشناسی استراتژی ها پدید میآیند و نشانگر این هستند که عامل ها به پذیرش استراتژی خاصی
حساسیت ندارند و این عامل استفاده از ادبیات انتخاب بهترین عملکرد و یا بهترین در بازار را بیاثر می کند.
رفتارهای متنوع و قواعد یادگیری باعث رشد بسیار سریع ساختار بازار می شود و حتی جستجو و نوآوری
که در یک برهه از زمان صورت گرفته است نمی تواند برای آینده نیز مورد استفاده قرار گیرد زیرا اثرات آن
در طول زمان نامشخص است. نتیجهگیری کلی اینست که نظام هم تکاملی و رشد باهم در عامل ها در بستر
تنوع خرد، باعث پدیدار شدن ساختارهای جدید می شود؛ که به طور کلی دلالت دارد بر:
گسترش خطاسازی باعث موفقیت عملکرد و نوآوری می شود؛ -
سیستم های تکاملی پیوسته و موفق آنهایی هستند که آزادی و تشویق برای جستجو و کاوش -
دارند و آنها بیشتر از آنکه رقابتی باشند مبتنی بر همکاری هستند؛
2
عدم اطمینان نسبت به آینده باعث به وجود آمدن فعالیت های جستجوگرانه می شود )برگرفته از: -
Allen, Strathern, Baldwin; .) 2001
آلن ) 2001 (، مدلی ارائه می کند که جهت جستجوی اثربخشی نسبی استراتژی های مختلف بکار
می رود. از این تحلیل، نتیجه ای می گیرد که ثبات و پایداری بر پایه کارایی یا بازار آزاد نیست بلکه در
خلاقیت نهفته است و اساس خلاقیت، تنوع، غنای فرهنگی و تمایل و توان تجربه کردن و ریسکپذیری
است. وی آشکارا بر اهمیت تنوع در ایجاد اشکال جدید تأکید می کند )برگرفته از: Allen; .) 2001
مبحث پیچیدگی سازمان از دیدگاه سیستمی که اجزاء و ارتباطات زیادی در درون خود دارد، گرفته
شده است. زمانی که سیستم رفتاری را از خود بروز می دهد که الگوی قاعدهمندی نداشته و پیشبینی آن
بسیار سخت و یا غیرممکن است. همچنین این امکان را دارد که پیچیدگی سازمانی برگرفته از مباحث و
دیدگاه های پارادایمی منبعث از نظرات مورین 1 9111 ( باشد ) ( Tarride, Züniga; .) 2090
جدول زیر، نگاهی اجمالی به تعاریف ارائه شده از سوی نظریهپردازان است.
نام نظریهپرداز تعریف پیچیدگی
Reed et.al (0202)
پیچیدگی، منعکس کننده عدم تجانس در محیط است.
Dent (0111)
روش جمعی اندیشیدن درباره رفتار جمعی واحدهای متعدد متعامل با همدیگر است.
Peters (0111)
پیچیدگی، توصیف کننده رفتار تعداد زیادی از عاملهای به ظاهر مستقل، که به صورت
خودجوش در جهت تشکیل سیستم منسجم، سازماندهی میشوند.
Goulielmos (0222)
پیچیدگی، توصیف کننده رفتار تعداد زیادی از عاملهای به ظاهر مستقل، که به صورت
خودجوش در جهت تشکیل سیستم منسجم، سازماندهی میشوند و از خود رفتار آشوبناک
نشان میدهند.
Langton (0111)
پیچیدگی، ناشی از قواعد ساده تعامل بین عاملهای یک سیستم که نتایج و الگوهای رفتاری
9 Morin
1
غیرقابل پیشبینی را ارائه میدهد.
GellMan (0111)
محیطی که در آن، سیستمها برای تکامل، در حال تغییر )و دگردیسی( هستند؛ در این حالت،
تصادفاً شکل جدیدی پدید میآید که در آن شکل، تثبیت میشوند.
Stacey (0222)
الگوهای رفتاری ناشی از وجود تعامل بین عاملهای متعدد و دارای توان خودسازماندهی که
دائماً در حال پدیدارشوندگی هستند؛ و تعهدی به تبعیت از روند گذشته ندارند. لذا پیشبینی و
کنترل امکانپذیر نیست.
Ansof & McDonnell (0112)
محیطی با رویدادهای ناپیوسته جهانی با سرعت تغییرات متحیر کننده و غیرقابل پیشبینی که
دارای بیثباتی خیلی زیاد است.
0 0 0 ( منشإ پيدايش علم پيچيدگي - -
2000 ( منشأ پیدایش علوم پیچیدگی و یا پویاییهای غیرخطی را دهههای ، 2003، استیسی ) 2001
9110 و 9110 میداند؛ زمانی که نظریات سیستمی در رشتههایی چون ریاضیات، فیزیک، شیمی، زیست-
شناسی، اقتصاد و علوم کامپیوتری به کار گرفته میشدند و تئوریهای جدید سیستمی نیز در ذیل مباحثی
چون نظریه آشوب، ساختارهای زوالپذیر و سیستمهای پیچیده سازگار ارائه میشدند.
بنابراین، پارادایم پیچیدگی در نتیجه تکامل تفکر سیستمی ظهور کرده که آن نیز خود از دیدگاه
مکانیستی پدید آمده بود.
که پایه های ،» موجود زنده « و » ماشین « نظریهپردازان سازمان از تأثیر این دو دیدگاه و استعاره های
توصیفات و مدل عمومی سازمان را بنیان نهاده است، آگاهی دارند.
واینر 90 9111 (، در نوشته های خود، ( علمی را بیان می کند که به دنبال کنترل و ارتباط در حیوان و
ماشین ها است؛ پارادایم اطلاعاتی و رفتاری که باعث گسترش دیدگاه سنتی مهندسی می شود. این نوع
10 Wiener
9
اندیشه، اساس پارادایم سیستمی یا سیستم سایبرنتیک 99 را تشکیل می دهد. که بر اساس آن برای توصیف
زوایای مشترک انواع گوناگون پدیده ها بکار می رود و در تلاش است تا علومی را که از تفکرات تحلیلی به
وجود آمده اند را یکسانسازی کند ) Tarride, Züniga; .) 2090
در علوم اجتماعی، راهی برای نفوذ تفکرات سنتی به وجود آمد که بر اساس آن، پارادایم مکانیکی،
به سازمان مانند ماشین نگریست بدین گونه که خواص اجزا می تواند توصیفکننده رفتار کل سازمان شود.
از آن پس، دیدگاه سیستم سایبرنتیک به سازمان ها به عنوان موجود زنده نگریستند که تأثیرات عمومی
تعاملات بین اجزاء می تواند رفتار کل را تشریح کند. این دیدگاه مکانیسمگرا نظریات تیلور، فایول و وبر را
تحت تأثیر قرار داد و باعث شد که آنها به سازمان به مثابه یک ماشین نگریستند. این دیدگاه ها تأثیرات منفی
در نیروی کار مانند از خود بیگانگی آنها، کاهش همکاری و اعتماد بین صاحبان قدرت و گروه های تحت
سلطه شد ) Morgan; .) 9119
از سوی دیگر پارادایم سیستم سایبرنتیک با نگاه به سازمان به مثابه موجود زنده که می تواند با
محیط سازگاری حاصل کند، باعث ارتقاء سطح نظریات سازمانی شد. این مفهوم نیز تصویر هماهنگ و
آرمان گرایانهای از سازمان داد که نمی توانست مواردی چون تعارض را که در هر سازمانی به طور عادی
وجود دارد، توضیح دهد. زیرا سازمان هایی که در آن تعاملات انسانی وجود دارد به عنوان سیستم هایی دیده
می شدند که تعادل در آن از طریق همرأیی بین اعضایی که باید به اهداف دیکته شده توسط محیطی که
سازمان در آن قرار دارد، بدست می آید ) Tarride, Züniga; .) 2090
در طول دهه های 9110 و 9110 نظریات مورین ) 9111 (، شکل گرفت که در تلاش برای تلفیق دو
پارادایم مکانیستی و سیستمی بوده است. بر اساس نظر مورین، هر دو پارادایم، پارادایم های تسهیلگر 92
11 Cybernetic System
12 Simplifier
10
بر روی اصل تجانس یا نظم به عنوان مدینه فاضله سازمانی بنا » یا « هستند زیرا آنها بر پایه منطق گسسته
نهاده شده اند. جایگزین پارادایم تسهیل کننده، پارادایم پیچیدگی است که در بین اصول آن، منطق پیوسته
وجود دارد که اندیشیدن به مفاهیم متعارض را از طریق گفتگو ممکن می سازد. » و«
مورین ) 911 ص؛ 2009 (، معتقد است که استفاده از منطق گسسته، پیچیدگی را در سازمان کاهش
می دهد و منجر به ایجاد نوعی واقعیت دست کاری شده )مصنوعی( و همسانسازی اجزاء می شود که باعث
می گردد هر سیستمی که از اجزاء آن هستند وظیفه خود را انجام دهند و تعارض و تضاد که پدیده پیچیدگی
برای کاهش طول زندگی، تفکر سیستمی، ساختن زندگی ...« . را در سازمان ایجاد می کنند را سرکوب کنند
( » بر اساس مفهوم اسکلت است، بدون جسم، بدون ذهن، بدون حیات Morin; .) 2009
پیشنهاد مورین توجه به تعارض ها، عدم کارکردهای سیستم، استفاده از منطق گفتگویی است که
طی آن، طرفین متعارض با هم ارتباط برقرار کرده و ارتباطات تکاملی که ایجاد شده و در سازمان می ماند،
به تفصیل بیان شود و شفافسازی نیت ها از طریق گفتگو انجام گیرد ) Tarride, Züniga; .) 2090
در نتیجه این ارتباطات محاوره ای، تغییر و تکامل در اجزاء و ساختار در سازمان فقط محصول
پاسخ سازگار به تبادلات انجام شده در محیط نیست بلکه پاسخ به تعارضاتی است که توسط این ارتباطات
در داخل سازمان به وجود می آید. به عبارتی دیگر، منطق محاوره ای در طی مسیر خود باعث ایجاد
تعارضات و تبادلاتی بین اجزاء می شود که نتیجه آن تغییر و تکامل در همان اجزاء و ساختار سازمان خواهد
بود ) Tarride, Züniga; .) 2090
پارادایم سیستم سایبرنتیک، پیچیدگی را پدیده ای تحت مالکیت نوع خاصی از سیستم ها می داند که
سیستم ها را از دید سطوح سلسله مراتبی از ساده تا پیچیده طبقهبندی می کند. آنهایی که سطوح کمتر، اجزاء
کمتر، ارتباطات کمتری داشته و یا رفتار مشخصی را از خود بروز می کنند، سیستم ساده و سیستمی را که
اجزاء زیاد، ارتباطات زیاد دارند و رفتار بسیار نامطمئن و آشوبناکی نشان می دهند مانند انسان پیچیده - -
11
هستند. از سویی دیگر، بچلارد 93 930 ص؛ 9111 ( اشاره می کند که: سیستم های پیچیده و ساده را نمی توان (
طیفبندی کرد و نوع قطعی و قابل فهم را در یک سر و انسان و جامعه را در سوی دیگر قرار داد. امروزه با
نگاه به هر سو، شاهد این هستیم که ترکیبی از ساده و پیچیده با هم همزیستی دارند در واقع، پدیده ساده ای
وجود ندارد.
مورین ) 911 ص؛ 2009 ( این طرح ها را با هم تلفیق کرده است و این بیان را نیز دارد که پیچیدگی،
نه صفت ذاتی برای یک سیستم خاص است و نه یک اندیشه که باعث شناخت کامل یک پدیده مشخص را
می دهد. او ایده تکامل را همانند ایده طیفبندی رد کرده و بیان می کند:
پیچیدگی همانند نسبیت، عقلانیت، تنوع، تغییر، دوگانگی، ابهام، عدم قطعیت و تعارض از قلب یک
واحد نشأت می گیرد و در کنار این واژه ها، تکامل، هم زمانی و تضاد بیشتر از بقیه مورد توجه قرار می گیرد.
سیستمی موجود پیچیده است که بیشتر از سیستم های دیگر تمایز کمتری با خود داشته باشد. هم زمان باز و
بسته است، هیچ سازمان بدون ضد سازمان و هیچ تابعی بدون اختلال وجود ندارد ) Tarride, Züniga; .)2090
سازمان ها تا زمانی که به عرصه اجتماعی تعلق دارند، به عنوان سیستم پیچیده در هر یک از سه
پارادایم نام برده شده می باشند.
13 Bachlard
12
ويژگيهای پارادايمهای تسهيلکننده )اصول پارادايم مکانيستي و سيستم سايبرنتيکي(
ویژگیهای پاراردایم مکانیستی
اندیشه مکانیستی بر این عقیده استواراست که پدیده پیچیدگی جهان می تواند و باید توسط - -
اصول ساده و قوانین کلی حل شده و از بین برود. بر این اساس، پیچیدگی ظاهر واقعیت و سادگی، ماهیت
اصلی آن است. به بیان دیگر واقعیت بیرونی ماهیتا ساده است. این تفکر رویه خود را بر پایه یک سری
اصول قرار می دهد که سازمان را به سمت عدم استقلال و استفاده از منطق جبرگرایانه سوق می دهد.
این اصول عبارتند از ) Tarride, Züniga; :) 2090
9 اصل جهان شمولی: که بر اساس آن، فرضیات علمی لزوماً باید یک بیانیه عمومی و مربوط به -
کل پدیده ها بوده و توان توصیف هر رویه ی خاصی را داشته باشد.
2 اصل زمان به عنوان عامل برگشتپذیر )نقض شونده(: بر این اساس، برگشت به عقب از حالت -
کنونی به حالت اولیه و اصلی امکانپذیر است. بنابراین در شرایط اولیه مشابه، در زمان ها و مکان های
مختلف، فرایندها تکرار پذیرند و هر سیستمی با تجزیه و همسان شدن تکامل می یابد. در پارادایم
مکانیستی، زمان یک متغیر مهمی در سازمان به شمار نمی رود و می توان در طول خلق ساختارها نادیده
گرفت.
3 اصل تحلیل گسسته: بیانگر این است که یک کل را می توان با جدا کردن و تقسیم واحدها، به -
عناصر ساده تری تبدیل کرد.
به منظور عدم نقض اصل عدم تناقض آریستوتل 91 ، عناصری که تابعی از کل نیستند و توصیف
پدیده از طریق ویژگی ها و خواص عناصر آن انجام می شود. بنابراین، سازمان ها نیز به وسیله خواصی که
14 Aristotle
13
نشانگر عناصر تشکیل دهنده آن هستند، تشریح می شود. البته در این دیدگاه، جایی برای پدیده همافزایی
نمی ماند.
1 اصل نظم: در هر سازمان ترتیباتی وجود دارد که نشانه توسعه است. این نظم در نتیجه قوانین -
ثابت هست که فهم آن توان پیشبینی رفتارهای سازمانی را که گرایش به ثبات دارند، ایجاد می کند. زمانی
که نیروها با هم برابر و علتی برای جدایی وجود نداشت، تعادل بدست می آید که این حالت را دولت ثبات
گویند. این وضعیت، مورد مطالعه تئوری رفتاری است که طبق آن، سازمان حالت تعادلی است بین پاداش و
تنبیه.
1 اصل علیّت خطی: بیانگر اینست که علت های برابر، اثرات )معلول های( یکسانی را به وجود -
می آورند. این اصل دو نتیجه دارد: الف یادگیری در بخشی از سازمان پوچ و بیارزش است، و ب دو - -
رویداد نمی توانند متقابلاً علت برای هم باشند. این بدان معنی است که هر فرایندی به ترتیب و با زمان بندی
روی می دهد؛ و دارای نقطه شروع و پایان هست و در دو زمان مختلف بدون امکان هم زیستی )در یک
زمان( ایجاد می شود.
همچنین مفهوم علیّت خطی بدین معنی است که امکان اندازهگیری وضعیت سازمان در مقایسه با
مقیاس های جهانی وجود دارد و این بیانگر وجود ویژگی کلی و همگرایی همه ویژگی هاست.
1 اصل انفکاک اشیاء از محیط - 91 : باعث می شود تا ارتباطات بین سازمانی و یا تأثیرات شکل دهنده
محیط در مطالعه اجزاء و اشیاء مورد ارزیابی قرار نگیرند. در نتیجه، محیط تأثیری در ساختار اتخاذ شده از
اجزاء سازمان ندارند.
1 اصل عدم تأثیر ناظر بر تمایزها و ویژگی های موضوع مطالعه: راه اجرای آن استفاده از روش -
شناسی توصیفی تحلیلی است که در آن، زبان رسمی مانند ریاضیات بکار گرفته می شود در این اصل که -
15 The principle of separation of the object from its environment
11
ناظر را از موضوع مورد مطالعه جدا می کند، فاعل را می توان به عنوان وجدان غیرفعال تعریف کرد که فقط
به محرک های بیرونی پاسخ می دهد و درباره مفهوم اقدامات خود تعمق و اندیشه نمی کند. وی فقط به
عنوان ماشینی دیده می شود که رفتار قطعی یا احتمالی را از خود بروز می دهد.
استیسی نیز معتقد است که در این پارادایم، جایگاه خارجی برای سیستم وجود دارد که افراد
قدرتمند و عقلایی میتوانند بر آن جایگاه قرار گرفته و بر رفتار سیستم نظارت داشته و آن را شکل دهند
( Stacey; .) 2001
1 عدم وجود استقلال در پارادایم مکانیستی: سازمان از بیرون کنترل می شود و هویت سازمان -
اجتماعی در بیرون ایجاد می شود. ولی هر پدیده اجتماعی دارای پروژه ای است و به سوی انتهایی گرایش
دارد زیرا هر فعالیت سازمانی به سوی هدفی هدایت می شود که به کل نسبت داده شده است. این بدان
معنی است که سازمان گرایشی به انفعال دارد به نحوی که نتایج قابل تفکیک از عملکرد و وظیفه هستند و
این نتایج حالت های داخلی سازمان را سوق می دهند.
1 اصل تسلط: یکی از اصول منطق جبرگرایی است و علت اصلی اصول دیگر می باشد. این اصل -
بر آن است که وضعیت آتی را از ] روند [ وضع کنونی پیشبینی کند و اینکه وضع آینده در نتیجه عوامل
بیرونی موضوع )معلول( است و خود موضوع نیز قادر به انتخاب متغیرها و حصول نتیجه دلخواه را ندارد.
90 این اصول به صورت غیرمنعطف عمل می کنند. هنگامی که این اصول برای طراحی یا -
مدل سازی وضعیتی )طبیعی یا اجتماعی( بکار گرفته می شوند، به عنوان چیزی که منعکس کننده آن باشند،
ظاهر نمی شوند لیکن همچنان به عنوان چارچوبی که توسط علم تحمیل شده بکار گرفته می شوند.
99 پارادایم مکانیستی به دنبال رسیدن به هماهنگی و توازن است: جایی که زمان وجود ندارد و -
عدم اطمینان، بینظمی، استقلال، وجدان فاعل توسط چیزی خارج از خود سازمان مشخص می شود، برای
11
روش تحلیلی تفکیکی - 91 تولید نتایج مختلف و قابل تفکیک مهم است. فرایند و نتیجه ، عامل و آنچه که
اجرا شده باید مشخصاً و به طور واضح از هم تفکیک شده باشند. بنابراین، تعارض به خودی خود در
سیستم یا سازمان به وجود نمی آید و یا نتیجه عملکرد خود نیز نیست.
ویژگیهای پاراردایم سیستمی
در مقابل پارادایم مکانیستی، پاردایم سیستمی ظهور پیدا می کند که تلاش آن علیه تحلیلگرایی
تسلطی 91 است و توجه خاصی را به ارتباطات بین اجزاء تشکیل دهنده یک سیستم و نیز ارتباط آنها با
محیط می دهد. همچنین ارزش زیادی را به دید کل گرایانه و گسترده قائل است. پاردایم سیستمی اصل
عمومیت پاردایم مکانیستی را کماکان حفظ کرده و همچنین خصوصیات هر سازمان را در راستای هویتی
که با انجام وظایف اجتماعی تعریف می شود، مشخص می کند؛ و این عامل دلیل استفاده از روش قیاس
برای برقراری پیش نیازهای وظیفه ای تمام سیستم ها برای بقا و حفظ هویت خود می باشد.
اصل اینکه کل، تعیین کننده اجزاء است و اینکه اجزاء و ارتباطاتشان در ارتباط با کل شناخته -
می شوند. این عامل، مشخصه اصلی پاردایم سیستمی است که آن را از پاردایم مکانیستی جدا می سازد. در
نتیجه پاردایم سیستمی که در تئوری های سازمان و جامعه شناسی مورد استفاده قرار گرفت، در چارچوب
نظریات تصویر پوزیتیویستی عقلانیت گرایی افتاد.
بر اساس این دیدگاه، تحلیل سیستم شامل تعیین اهداف و بر پایه اجزاء شان و روابط مکمل امکان-
پذیر است که یک دید فوق هماهنگ را تشکیل می دهد. مبتنی بر مفاهیمی چون: برنامه، تنظیم، کد، پیام،
یکپارچه سازی فعالیت ها، کانال ها، زبان و دیگر مفاهیم و توصیفات مشابه، پاردایم سیستم سایبرنتیک، منطق
16 analytical-disjunctive method
17 dominant reductionism
11
قیاس را بر اساس پردازش اطلاعات بکار بسته و در نتیجه سازوکارهایی را برای کنترل و اجبار اجزاء
تدارک می بیند.
اصل نظم پاردایم مکانیستی تغییر داده نمی شود. هر عنصری در سیستم در راه رسیدن به حفظ -
تعادل مشارکت دارد تا حاشیه بهرهوری سیستم کاهش پیدا نکند. این عامل، قابلیت پیشبینی و ثبات را در
سیستم به وجود میآورد.
هر شیء را با محیط ارتباط می دهد. بر اساس این اصل سیستم باز، سازمان از بیرون، تلاطم -
محیطی را دریافت می کند، مواد اولیه، اطلاعات و انرژی را تبادل می کند تا به سطوح بالای پیچیدگی درآید.
پاردایم سیستمی به نظام علیّت خطی، علیّت حلقوی را نیز افزوده است، که گویای اینست که -
سازمان در راستای هم خوانی و یکپارچهسازی فعالیت های خود در مقابل تلاطم محیطی باید توان
خودتنظیمی داشته باشد. علیّت حلقوی مانع این می شود که سیستم قابل پیشبینی باشد همچنین یادگیری را
به سازمان اضافه کرده و در نتیجه سیستم در مقابل تلاطم محیطی، لزوماً از راه های مشابه واکنش نشان
نمی دهد.
تعریف ناظر سیستم، پارادایم سیستمی را در زمره معرفتشناسی ذهنیگرایی قرار داده است. با -
این وجود روششناسی علمی این پاردایم، عینیگرایانه است. در نتیجه استفاده از روش جعبه سیاه که در
آن، ناظر تعیینکننده ورودی ها و خروجی های سیستم بوده و سازمان به عنوان تابعی انتقالی است که ناظر
اهداف و قوانین آن را تدوین می کند، مشهود است. لیکن فاعل در سازمان به مثابه وجدان انفعالی دیده
می شود که فقط به محرک های بیرونی عملکرد و یادگیرش پاسخ می دهد. و فاعل رفتاری است که به طور
انفعالی و بر اساس وضعیت احساسی که به وی تأثیر گذاشته و یا شرایط محیطی که در آن بوده است عمل
می کند.
12
خودمختاری سیستم هم محصول تعاملات آن با محیطش و ظرفیت آن برای استقرار حالت خود -
است.
این پاردایم، منطق قطعی و جبری پاردایم مکانیستی را نیز حفظ می کند. پاردایم سیستمی، -
مدل سازی ) Stacey; 2001 ( را به عنوان راه اصلی کار در سیستم های پویا برگزیده تا با وجود توان خود
تنظیمی سیستم، به هدف قابلیت پیش بینی برسد.
به طور خلاصه می توان گفت که پاردایم سیستم سایبرنتیک از جنبه هایی با پاردایم مکانیستی تفاوت
دارد ولی منطق تسهیلگری را حفظ کرده است. و آنچه در کل در این دیدگاه بعنوان پایه مفروضات قرار
میگیرد، وجود کنترل، لزوم و امکانپذیر بودن آن است ) Stacey; .) 2001
ويژگيها و اصول پاردايم پيچيدگي
تفکر پیچیدگی، سازمان را عرصه تلاقی نیروهای متعددی می داند که از حوزه های گوناگونی پدید
آمده اند و در جهت های مختلفی اعمال می شوند که نشانگر ارتباطات تکاملی، هم زمان و متضاد است. و
محیط داخلی را با نسبتی از بی نظمی، تنوع و عدم اطمینان در بر میگیرد. ) Tarride, Züniga; .) 2090
در این بین آنچه بیشتر نمود پیدا میکند، و از خصوصیات اصلی پارادایم پیچیدگی به شمار میرود،
وجود پارادکس 91 در بین ویژگیها بطور همزمان است.
حال سوال اینجاست که ماهیت  و مفهوم پارادکس چیست و به چه معناست؟
در پاسخ به این پرسش، لازم است متذکر شویم راه های مختلفی وجود دارد که ما در تفکراتمان با
تناقض ها تعامل می کنیم. اولین آنها اینست که، دو پدیده را از زاویه دوگانگی 91 مورد توجه قرار می دهیم که
را در پی دارد یا » این یا آن « همان قطبی کردن و روبروی هم قرار دادن متضادهاست. که انتخاب یکی از
18 Paradox
19 Dichotomy
11
می توان انتخاب ها را به صورت تنگنا و معما 20 در برابر هم دید. که انتخاب بین گزینه های غیر جذاب است.
» این یا آن « در واقع انتخاب بدون تعصب و جانب داری و به صورت انتخاب ناگزیرانه یکی از گزینه ها
است. سوم اینکه دو پدیده متعارض ممکن است به صورت دوگانه 29 که انتخاب بین گزینه های مطبوع است
که لازم است بین آنها در یک زمان یکی را برگزید و اتحاد زمان و مکان در انتخاب هر دو امکانپذیر
است. در موارد فوق یک قطب از طرفین » این ... و آن « نیست. ساختار انتخاب هم به صورت انتخاب بین
این « در قطبیت و تنگنایی و تفکر » این ... یا آن « تعارض در اندیشه قرار می گرفت و دیگری در عمل. تفکر
در دوگانگی همگی گویای قواعد منطق ارسطویی است که نیازمند حذف تعارضات است، زیرا » ... و آن
آنها نشانه اندیشه معیوب است.
در نهایت یکی از انواع اندیشیدن به تعارضات، تفکر پارادکسی 22 است. تعاریف زیادی از پارادکس
ارائه شده است نخست اینکه ممکن است به معنی تعارض ظاهری باشد، یعنی حالتی که دو جزء ظاهراً
متعارض هم زمان شروع به کار کنند. در این حالت، با انتخاب یک جزء نسبت به دیگری در طول زمان یا با
تغییر شکل مسأله برای حذف تعارض ظاهری، پارادکس از بین می رود. فرق کوچکی بین پارادکس به این
معنی و دوگانگی وجود دارد و آن به کارگیری واژه پارادکس در ادبیات مختص به دیدگاه سیستمی در
سازمان است ) Stacey; .) 2002
همچنین، معنی دیگری برای پارادکس می توان متصور شد و آن حضور هم زمان دو ایده یا نیروی
مطلقاً متضاد در یک جاست که نه می توان آنها را حل یا حذف کرد و نه انتخاب گزینه دیگری بین دو قطب
متضاد ممکن است و نه می توان آنها را در دو فضای جدا از هم قرار داد. هر کس حالت پارادکس را بیشتر
درک کند، بیشتر پویایی های سازمانی را خواهد فهمید. این ایده که برای موفقیت پارادوکس ها باید حل
20 Dilemma
21 Doality or Doalism
22 Paradoxical Thinking
19
شوند و تنش هایی که به وجود می آورند باید کم شود، قسمتی از پارادایمی است که موفقیت را با میزان
ثبات، نظم و قابل پیشبینی بودن برابر می داند. و ایده ای که معتقد است پارادکس را نمی توان حل کرد و
باید با آن زیست، دیدگاه ها را به سوی پویایی های سازمانی و علم پیچیدگی رهنمون می سازد. در این حالت
آنچه که نیاز است وجود نوع دیگری از منطق است؛ مانند منطق دیالکتیک هگل.
منطق دیالکتیک:
در اواخر قرن هیجدهم و اوایل قرن 91 ، فیلسوفانی با عنوان ایدهآلیستهای رمانتیک 23 )واقع گرایان
احساساتی( شناخته شدند که از تقسیم کانت و جدا کردن وی بین ذهنیت معنیدار و عینیت شناخته شده
گذشتند. آنها معتقدند که موضوع دانش توسط فرایند دانایی 21 شکل گرفته است و توسط ذهن یا خویشتن
انجام می گیرد. سپس ذهنیت ها باهم جمع شده در فضای بینالاذهانی  دانش خود را از دنیای عینی
» خودآگاهی « )واقعی( به وجود می آورند. ایده آلیست های رمانتیک تمرکز ویژه ای را بر 21 قائل بودند و بیان
می کردند که ذهنیت برای خود، عینی است. و این خویشتن است که واقعیت دارد و تمام تجربیات به تجربه
سریع خویش ارجاع داده می شود و براین اساس است که جایگاه عکس العمل، بنیادی است. این امر سریعاً
جایگاه واقعیت خارجی را به چالش می کشد و بیان می شود که دانش به صورت اجتماعی و با تعامل افراد
مستقل، آگاه و خودآگاه به وجود می آید. کانت معتقد است که ذهن در هنگام تلاش برای گذر از جهان
حسی به جهان ذهنی تعارضات را درک می کند و این تعارضات، ذهن را از فراتر رفتن از محدوده اش بر
حذر می دارد. به عقیده ایده آلیست های رمانتیک نیز تعارضات، ذاتی حرکت ذهن است. این گروه از منطق
فطری کانت هم فراتر می روند و با شکل اندیشه مافوق تجربه )خارق العاده( به منطق دیالکتیک 21 گام
23 Romantic Idealists
24 Process of Knowing
25 Self-consciousness
26 Dialectical Logic
20
می نهند که در آن )وجدان( و خودآگاهی بشر همانند تجربه، نقش محوری را در دانایی دارد. بنابراین،
خویشتن افراد و ارتباطات اجتماعی در تعامل نزدیک هستند و تجربه به عنوان فرایند اجتماعی و تاریخی
)مربوط به گذشته( وجدان و خودآگاهی درک می شود. این عامل ترمز قوی برای نکاتی مانند خودمختاری
فردی 21 و دانایی از پیش تعیین شده خارق العاده و ذاتی است.
از دیدگاه کانت، این امکان وجود دارد که جایگاهی بیرون از تعاملات اجتماعی را در نظر گرفته و
عیناً آن را مشاهده کرد ولی در دیدگاه ایده آلیست های رمانتیک، این امکان وجود ندارد، زیرا همه اشخاص
خودآگاه همیشه در فعالیت های اجتماعی شرکت دارند حتی زمانی که آنها فکر می کنند که از منظر بیرونی
به این فعالیت اجتماعی نظارت می کنند.
هگل 21 :
سرسلسله متفکران مکتب ایده آلیست های رمانتیک، هگل میباشد. در فلسفه هگل، شکلگیری
اندیشه در طول تعارض بین اشخاص می باشد و جهان تجربیات ما جهانی است که در ذهنمان می سازیم.
هگل معتقد است که یک فرد با ذهن منزوی و دور از همه که جهانی را تجربه می کند، نمی تواند وجود
داشته باشد و سپس سوال می کند که چگونه دنیای تجربیات عینی، بیرون از دنیای درونی کاملاً ذهنی و
مدل های ذهنی ساخته می شود. در حالی که فرد باید با دنیای ذهنی مشترک با دیگر ذهنیت ها و در دنیای با
تعاملات متقابل شروع به حیات کند. همچنین هگل بر روی موضوع شناخت دو جانبه 21 تأکید می کند و
معتقد است که یک وحدت بین الاذهانی درباره عامل هایی با شناخت دو جانبه وجود دارد. به عبارت دیگر،
عامل ها به صورت مسئولانه و تعاملی فعالیت می کنند. وی مخالف هر گونه قلمروی بیرون از تجربه است
( Stacey; .) 2002
27 Autonomous Individual
28 Hegel. G. W. F
29 Mutual Recognition
21
هگل عنوان می کند که افراد اساساً تعاملگران اجتماع هستند و آنچه که انجام می دهند، فکر می کنند
یا میگویند، از متن فعالیت در اجتماع بیرون آمده است. که این فعالیت ها مهیا کننده منابع مورد نیاز،
چیزهای مورد علاقه، مهارت ها و فراگردهاست. دقیقاً عکس منطق کانت که فرد و اجتماع را دو پدیده جدا
فرض کرده در حالی که از منظر هگل، آنها از هم قابل تفکیک نیستند. در واقع، وجدان و خودآگاهی فردی
در ارتباطات اجتماعی ظهور و بروز پیدا می کند. و این دو با هم و هم زمان ساخته می شوند. این یک دیدگاه
پارادکسیکال آشکار است که ذهن افراد هم زمان تشکیل دهنده و تشکیل شونده از ارتباطات اجتماعی است.
این امر دیدگاه دیگری از نظام علیّت ایجاد می کند که به آن علیّت متغیر 30 گفته می شود. با پدید آمدن این
نوع تفکر، فرایند اندیشیدن سیستمی به پاسخگو )تعاملی( و تئوری دوگانگی علیّت عقلایی شکل یافته به -
علیّت متغیر، تغییر یافت ) Stacey, Griffin, Shaw ; .) 2000
این دیدگاه در علم پیچیدگی، مکتبی از روانشناسی را پدید آورده که به آن روانشناسی سازهگرا 39
گفته میشود که در برابر روانشناسی شناختگرا 32 قرار میگیرد.
با توجه به همه آنچه که تاکنون گفته شد، ده اصل پیچیدگی استخراج می شود که آنها را در ارتباط
با تفاسیری قرار می دهد که پاردایمهای سیستمی و مکانیستی درباره پدیده سازمان دارند.
9 تعامل بین جهانشمولی/ فردیت - 33
قبلا علم موجودیت واقعیت را مستقل از ناظر می پنداشت که از موجودیت ها و پدیده های مرتبط با
هم تشکیل شده و نشان می داد که این نظام ها مستعد شناخته شدن توسط انسان هستند. این اصل پایه
فعالیت های علمی شد که به دنبال چیزی بود که ارزش عمومی داشته باشد؛ که شاید به عنوان قوانین جهان-
30 Transformative Causality
31 Constructivist Psychology
32 Cognitivist Psychology
33 Universality / Particularity
22
شمول توصیف می شد و استثنائات منفرد و حتی مستقل را کنار گذاشته و اصطلاح اقتضائی و غیرعقلایی
در مورد آنها بکار می رفت.
به هر حال، این دیدگاه در مطالعه سازمان و جامعه مورد استفاده قرار گرفت و به سویی کشیده
شدند که به دنبال یافتن قوانین قطعی با سوابق جهانی بودند. مانند مارکسیسم با طرح فئودالیسم -
کاپیتالیسم سوشیالیزم و یا پوزیتیویسم با ایده جریان یک سویه. -
در دیدگاه پارادایم پیچیدگی، این زبان گفتار انسان است که از راه گویش، جهانشمولی و فردیت
)ویژگی خاص( را با هم مرتبط می سازد ) Hambersman;9110 (. این همانی است که ارتباطات بین افراد
را ممکن می سازد و این امر در راستای استفاده هر فرد از تجربیات شخصی خود زمانی که با هم تعامل
می کنند، می باشد و این تعامل در جهان ذهنی ریشه دارد که فقط کسی که تعامل می کند می تواند به آن
دست یابد و این گویش است که درگاه این تعاملات می باشد و باعث می شود افراد تجربیات ویژه خود را
از جهان ذهنی خود بیرون آورده و در ارتباط با دیگران، به آنها انتقال دهند. به این رویداد، گذار از فردیت
به عمومیت گویند. این ارتباط گویشی در زبان های خاص و رسمی مانند ریاضیات به وجود نیامده است و
حتی برای افرادی که مفاهیم عمده مانند پول و قدرت را بکار می گیرند نیز با آن بیگانه اند.
در این پارادایم ممکن نیست که فرد را با زبان عامیانه اش نادیده گرفت، در حالی که دو پارادایم
قبلی این کار را می کردند. لازم است که نقطه فاصل بین زبان رسمی و عامیانه شناخته شود از این طریق
می توان محاوره عمومی و فردی را در سازمان تشریح کرد.
2 تعامل بین برگشتپذیری/ برگشتناپذیری زمان - 31 :
همان طور که قبلاً اشاره شد، در پارادایم مکانیستی، زمان یک فرایند برگشتپذیر هست و می توان
از وضعیت حال به عقب و به وضعیت اولیه برگشت و در نتیجه می توان تجربیات را تکرار کرد. تحت
34 Temporal Reversibility / Irreversibility
23
شرایط یکسان، علت های مشابه، نتایج مشابهی را به وجود می آورند. و بدین دلیل، سازمان ها رفتارهای قابل
پیشبینی و به دور از خلاقیت را از خود نشان می دهند.
در عوض در پارادایم سیستمی، زمان پدیده ای برگشتناپذیر است. سازمان ها دائماً در حال نمو و
تکامل هستند، و اصل هم پایانی که بیانگر این است که لزوماً عواملی که نتایج یکسان دارند از شروع
یکسانی برخوردار نیستند، جاری نیست. به همین دلیل است که این سیستم ها قابل شناسایی و پیشبینی
نیستند.
در پارادایم پیچیدگی، زمان هم برگشتپذیر است و هم برگشتناپذیر. در پدیده های تکراری و
همگام، که ایمنی و اطمینان را در سازمان ایجاد می کنند، برگشت پذیر است و آن، زمان ساختار و ثبات
است و باعث کاهش پیچیدگی می شود.
در مقابل، برگشت ناپذیری زمان ایجاد کننده پیچیدگی است. و آن، زمانی است که سازمان را وادار
به عمل می کند، زمانی است که وادار به تصمیمی بر اساس فرضیاتی که اصلاً قابل اطمینان نیستند می کند.
پیچیدگی به عدم اطمینان و ریسک اشاره دارد و در آن فضا برنامهریزی و کنترل، دست نیافتنی و
موضوع توهمی است. برگشتپذیری و برگشتناپذیری زمان است که تعارض بین حفظ وضع موجود و
تغییر را در سازمان به وجود آورده است.
3 تعامل در بین عنصر/ گروه: -
یک جزء باید با سیستم یا سازمان تعریف شود. وقتی تمامی امکانات سازمان تحلیل و تجزیه شد و
شکل اولیه و اصل هر امکانی باقی ماند به طوریکه بتوان گفت این پدیده، خود یک واحد پیچیده غیرقابل
تجزیه است، اصطلاح عنصر به آن اطلاق می شود. بنابراین، عنصر یک واحد غیرقابل تجزیه پیچیده است و
در هر زمانی دارای یک ویژگی مشروط به آن زمان است و امکان بازسازی آن وجود ندارد.
21
برای شناسایی عناصر، لازم است که سازمانی را که آنها تشکیل می دهند مورد توجه قرار داد و برای
شناخت سازمان، باید عناصری را که تشکیل دهنده آن هستند، مورد توجه قرار گیرند. سیستم و سازمان دو
مفهوم بسیار نزدیک ولی قابل تفکیک از هم هستند. مفهوم اول اشاره به دیده کلگرایی دارد در حالی که
دومی به تعاملات بین عناصر تشکیل دهنده آن نظر دارد. بنابراین هنگامی که سخن از سیستم است، دیدگاه،
کلگراست؛ اگر فقط عناصر مورد توجه باشند، دیدگاه تحلیلی حاکم است و اگر رهیافتی به دنبال سازمان و
ارتباطات بین آنها باشد، ویژگی های عناصر و کل کنار گذاشته می شود.
دیدگاه پیچیده از پدیده سازمان نیازمند پرداختن به هر کدام از عناصر تشکیل دهنده چرخه ی
عنصر، تعاملات، سازمان و سیستم است که تبیین کننده رفت و آمد بین بخش/ کل به عنوان عوامل تعیین
کننده دو جانبه می باشد.
اسمیت و گریتز نیز بیان میکنند که سیستم پیچیده دارای رفتار غیر افزایشی 31 که از شبکههای
تعاملگر پدیدار میشود، برخلاف دیدگاه معمول که کل را بیشتر از مجموع اجزاء میداند، در این تغییر، کل
را بدلیل عدم امکان سادهسازی، متفاوت با اجزاء میبیند ) Smith, Graetz; .) 2001
1 تعامل بین علیّت خطی و برونزا - 31 / علیّت حلقوی و درونزا 31 :
علوم کلاسیک، اصلی را دارند که بر اساس آن اشیاء و موضوعات توسط علت های موثری مشخص
می شوند و اینکه همیشه و هر جا و تحت شرایط یکسان علت های مشابه، آثار و نتایج مشابهی را به بار
می آورند. به این اصل، اصطلاحاً علیّت خطی یا برونزا گویند. در سایبرنتیک و تئوری خودسازماندهی، ایده
علیّت نهایی تغییر کرده و علیت غایی )درونی( به وجود آمده که شامل ایجاد عمل معکوس )بازخور( برای
تحقق نتایج هدف گذاری شده است که به آن حذف علت های بیرونی برای رسیدن به حالت تعادل در
35 Non additive
36 Exogenous
37 Endogenous
21
سازمان گفته می شود. در اثر این استقلال، امکان آزادی و استراتژیسازی و تصمیماتی که فقط در ارتباط با
غایت ها و نتایج الهام گرفته شده اند، به وجود می آید.
علیّت پیچیده نوعی است که ارتباط مکمل، هم زمانی و متضاد بین علیّت بیرونی و غایی به وجود
می آورد. در این حالت توان پیشبینی جبری از بین می رود و علت های مشابه ممکن است حامل آثار و
نتایج متفاوتی باشند و ممکن است علت های متفاوت اثرات مشابهی ایجاد کنند )سیستم های مختلف با ابزار
متفاوت به یک نتیجه برسند(.
از این نظر، رفتار فرایندهای پیچیده ممکن است به اختلافات کوچک، بسیار حساس باشند بنابراین
دو عنصر که شرایط اولیه مشابهی را دارند میتوانند راههای اساساً متفاوتی را طی کنند ) Anderson; .)9111
علت های کوچک ممکن است نتایج بزرگی را به دنبال داشته باشند )سیستم های آشوبناک(،
علت های بزرگ نتایج ناچیزی به بار آورند و نتایج علت های متضاد، نامعلوم است. بنابراین علیّت پیچیده،
غیرخطی، حلقوی و تعاملی است و هر چیزی علت و معلول متعددی دارد.
ژلمن هم بیان میکند که عاملها باعث تحول و تکامل همدیگر میشوند و تعادلی که از این تحول
همدیگر حاصل میشود، پویاست. و تغییرات کوچک در یک رفتار ممکن است تغییرات بزرگی در نتایج
حاصل کند. وی این رفتار را همتکاملی در لبه آشوب نامید ) Gellman; .) 9111
پارادایم مکانیستی و سایبرنتیک به سازمان از زاویه برونزا و درونزا به طور جداگانه نگاه می کنند.
پارادایم پیچیدگی، نگاه هم زمان علیّت درونی و برونی را پیشنهاد می کند، که همیشه امکان توجیه علت و
معلول، به طور مشهود وجود ندارد ولی راه درک پدیده را هموارتر می سازد.
1 تعامل بین نظم/ بینظمی: از نظر مورین ) 2009 (، نظم یک مفهوم پیچیده ای است که نمی توان -
آن را به صورتی تشریح کرد که کاربرد جهانی و دائمی داشته باشد بلکه نظم را باید به عنوان یک تعادل
21
درونی، ثبات، تغییرناپذیری، قاعدهمندی، ساختار یافتگی که در برهه کوچکی از زمان روی می دهد، دید. در
توصیف وی، نظم در نتیجه یک حقیقت منفرد در یک جهان منفرد به وجود می آید نه از تعامل بین عناصر و
اجزاء و یا از تعامل عناصر با مشاهده گر.
ارتباط نظم با سازمان یک ارتباط حلقوی است به گونه ای که سازمان نظم را به وجود می آورد و
نظم نیز سازمانی را که آن را به وجود آورده، حفظ می کند. علاوه بر آن، برای شناخت نظم از واژه بینظمی
نیز استفاده می کنیم که مورین ) 2009 ( به عنوان مفهوم کلان از آن یاد می کند و بیانگر مفهوم بیحد و
حصری، غیرقابل بیان بودن، پراکندگی، تلاطم، بیسازمانی، رویداد، تغییر، اختلال و خطا است.
برخلاف نظم، بینظمی نیاز به محیط دارد زیرا عوامل محیطی توان ایجاد علیّت درونزا را دارند که
سازمان و نظم از آن تراوش می کند. بنابراین، بینظمی برای بقا نیاز به نظم دارد و نظم نیز برای رویش و
حس خود، نیاز به بینظمی دارد.
پارادایم مکانیستی در تلاش برای یافتن نظم جهانی، به مدل متعالی بوروکراسی رسید که در آن،
نظم یگانه و پایدار ظهور داشت. در پارادایم سیستمی، سازمان ها از طریق فرایندهای متعادلی که داخل آنها
را برای مواجهه با محیط پرتلاطم شکل می دادند، به نظم دست یافت ) Tarride, Züniga; .) 2090
در پارادایم پیچیدگی، سازمان باید در تعامل بین نظم و بینظمی دیده شوند که این دو مفهوم متضاد
برای ظهور و بروز سازمان به وجود همدیگر نیازمندند، سازمان ها به خاطر نظم قابل تشخیصند و هم زمان
نیز بینظمی آنها را به سوی تغییر و رویش پیش می برد.
سیستمهای پیچیده از الگوهای رفتاری منطبق با هندسه برخالی 31 تبعیت میکنند. این الگوها سطح
منظمی از بینظمی را نمایش میدهند. بنابراین این سیستمها دارای حرکت دائمی و پویایی همراه با دو
پدیده ثبات و عدمثبات در رفتار خود هستند ) Stacey; 2003, .) 2001
38 Fractal
22
1 تعامل بین سیستم/ محیط. سیستم هم باز هست و هم بسته. باز است زیرا نیاز به انرژی، -
اختلال، اطلاعات از سوی محیط دارد. تا زمانی که حلقه بازخور ایجاد می کند که از این طریق وجود پیدا
کند و بسته است. این ویژگی متمایزکننده بین سازمان و سیستم است.
از نظر مورین ) 2009 ( محیط، بستری برای زیست سازمان هاست و سازمانی خودانگیز است که
دائماً در حال ساخت خود باشد. همچنین در سازماندهی، عملکرد و برنامهریزی پدیده ای خودکار بنام
سازمان نیز دخیل است. محیط، پیچیدگی سازماندهی شده را ایجاد می کند که باعث به وجود آمدن توان
خودسازماندهی می شود؛ و آن نیز باعث به وجود آمدن پیچیدگی سازمان یافته می گردد که آن نیز باعث
ایجاد محیط خواهد شد. بنابراین ایجاد و توسعه استقلال سیستم باعث وابستگی هم زمان آن می شود. هرچه
خودمختاری و استقلال موجودی بیشتر باشد، پیچیده تر می شود و آن نیز باعث وابستگی بیشتر آن موجود به
محیط اطراف خود می شود.
ریشه واژه خودسازماندهی 31 به تمدن یونان باستان و مفهوم دموکراسی مستقیم و تعاملی آنها
است؛ لیکن در ادبیات نظریه پیچیدگی معنی عمیقتری پیدا » مدینه فاضله « برمیگردد و در ارتباط با واژه
کرده است. ازجمله: خودسازماندهی فرایندی است که طی آن، عناصر سیستم به طور طبیعی باهم ارتباط
داشته و به طور ناگهانی و در طی رفتار هماهنگ و همنوا، همکاری میکنند ) Stacey; .) 1993
در این دیدگاه، عناصر پدیدارشونده سیستم در نظریه آشوب باهم تعامل کرده و همزمان با عکس-
العمل به محیط، درحال ساخت آن نیز هستند. بنابراین محیط نیز از پیش معین نبوده و حوزهایست متناسب
که با همکاری هم ساخته شده و عوامل موجود در آن، جلوههایی هستند که آمادگی سازگاری با شرایط
متغیر را داشته و در رفتار دیگر عوامل تأثیرگذار هستند ) Bovaird; .) 2001
39 Self Organisation
21
سیستمهای سازگار پیچیده اشکال پیشرفتهتری از خودسازماندهی را دارا هستند. این سیستمها
شبکهای از عوامل متعدد هستند که بهموازات هم کار میکنند؛ کنترل در آنها بسیار پراکنده است و رفتارهای
منسجم از رقابت و همکاری بین خود عوامل حاصل میشود؛ سطوح سازمانی زیادی در آنها وجود دارد که
عاملهای یک سطح، به عنوان بلوکهای ساختمانی برای سطوح بالاتر خود میباشند، و با کسب تجربه، این
بلوکهای ساختمانی، دائماً بازبینی و بازآرایی میشوند؛ مفروضات آشکار و نهان درباره محیط، توسط این
عاملها مورد آزمون قرار میگیرد و فرصتهای بسیاری در گوشه و کنار وجود دارند که هرکدام توسط یک
عامل متناسب با آن مفروضات، کشف و مورد استفاده قرار میگیرد ) Bovaird; .) 2001
در سیستمهای سازگار پیچیده، به دلیل ارتباطات غیرخطی که رفتارهای عاملها را هدایت میکند،
خط سیر سیستم، سرانجام به مرحله گذار رهنمون میشود. این پدیدهی غیرخطی است که غیرقابل پیشبینی
بودن رفتار سیستم را ایجاد میکند. محدودیت دیگر این سیستمها، وجود نقاط جاذب غریب 10 است که
شناخت آن نقاط، ارزش زیادی دارد و علم به آنها تنها راه قابل پیشبینی کردن سیستمهای سازگار است
( Bovaird; .) 2001
در پارادایم پیچیدگی، سازمان ها هم بازند و هم بسته، نه مانند پارادایم مکانیستی بسته اند و نه مانند
پارادایم سیستمی باز.
1 تعامل بین مشاهدهگر/ سیستم. اگر مشاهدهگر، پدیده ای باشد که از تعاملات و تضادهای بین -
موضوعات فرهنگی اجتماعی و فیزیکی زیستی به وجود آمده است، بنابراین تعریف آن باید در ارتباط با - -
موضوع یا سیستمی که مورد مشاهده قرار می گیرد صورت گیرد. این همان دیدگاه هرمنوتیک )تفسیر
گویشی( از علوم اجتماعی است. اگر بتوان این دو جهان را کشف کرد، می توان این ارتباط را نیز تعریف
کرد.
40 Strange attractors
29
از نظر مورین ) 9111 (، چرخه بیوفیزیکی است که تفکر تحلیلی تشریحی را بنیان نهاده است که -
بر روی فرایند انتزاعی اثبات منطقی که مبتنی بر ساختار و مدل بوده و از داده های عینی شروع و انجام
می شود، تأکید دارد. اگر از این دیدگاه به جامعه نگاه کنیم، انسان موجودی است که فقط جسم آن قابل
می شناسیم، علوم اجتماعی » تشریح و توضیح « تشریح و تحلیل است. در حالی که ما علوم طبیعی را از طریق
شناخته می شوند. این فهم و درک با اندیشه اساطیری )تجربیات قبلی(، موثر و » فهم و درک « از طریق
احساسی مرتبط است.
مورین معتقد است که این دو نوع تفکر در زبان در کنار هم قرار می گیرند. جایی که هم قیاسی 19
است، هم استعاره ای 12 و هم گزاره ای 13 .
بنابراین رابطه بین مشاهدهگر و موضوع مورد مشاهده از طریق زبان مشخص می شود که تعامل بین
اندیشه های تحلیلی عقلایی و اساطیری جامع احساسی پایهگذاری می شود. در نتیجه، سازمان ها از زبان - - -
مشاهدهگر و در برخورد تعاملی این دو اندیشه ظهور پیدا می کنند.
در حالی که در پارادایم مکانیستی، سازمان، پدیده ای مستقل از مشاهدهکننده هست و در پارادایم
سیستمی این مشاهدهگر است که سازمان ها را تعریف می کند، در پارادایم پیچیدگی، هر دو ایده در تعامل
بین مشاهدهگر/ سازمان به صورت دو جانبه تعریف می شوند.
1 فاعل به عنوان ضمیر فعال: - 11
مورین ) 2002 ( فلسفه ای را با ترکیب مفهوم فاعل از ابعاد فلسفی بیولوژیکی، فیزیکی و اجتماعی
بکار گرفته است. در بعد منطقی این فلسفه، فاعل قادر می سازد به تمییز چیزهایی که می تواند مفید باشد از
41 Analogic
42 Metaphoric
43 Propositional
44 The subject as active conscience
30
آنهایی که مناسب نیست و آنچه که در تثبیت هویّتش به عنوان یک کل کمک می کند. این تشخیص ایده ای
را به وجود می آورد مبنی بر اینکه هر فاعلی یک وجود محاسبهگر است که اطلاعات را پردازش، ارزیابی،
برآورد کرده، قادر به گمانه زنی، تست، ترکیب و جداسازی بوده و نتیجه ای را بدست می آورد نه مثل طریق
مکانیکی، در برابر محرک های بیرونی، انفعالی برخورد کند؛ بلکه امکان تصمیمگیری در وی ظهور پیدا
می کند. این بدان معنی است که عامل می تواند وضعیت را تشخیص داده و گزینه ها و احتمالاتی )همراه با
عدم اطمینان( را ارائه داده و امکان انتخاب را ایجاد کند. البته این انتخاب، یک انتخاب تصادفی در یک
وضعیت تصادفی است. بنابراین، فاعلی به وجود می آید که می توان به عنوان ضمیر فعال از آن یاد کرد، که
در اینجا، دانش برابر با عمل است. و این برخلاف فاعل منفعل در پارادایم تسهیلگر است.
در پارادایم های مکانیستی و سیستمی، با فاعل به عنوان ضمیر منفعل رفتار می شود که متعلق به
فضای سازمانی است و بیبهره از هویت و ظرفیت خلاقیت و نوآوری. در عوض در پارادایم پیچیدگی، به
عنوان ضمیر فعال با هویت که تصمیمگیری می کند و به عنوان عامل نهادی سازمان می باشد، دیده می شود.
1 تعامل بین استقلال/ وابستگی: -
به نظر مورین ) 2002 (، خودمختاری از ویژگی های زندگی است که به جنبه های فیزیکی زیستی و -
اجتماعی پاسخ می دهد و باید به صورت تعاملی درک شود بدون اینکه یک بعد به دیگری برتری داشته
باشد. زندگی سیستم موضوعی است که می تواند بیانگر وابستگی آن به محیط باشد که در تعامل ارتباطی با
محیط، پردازش اطلاعات و سازماندهی را انجام می دهد.
در ارتباط با سازمان، پدیده استقلال باید مفهوم خود را از دست بدهد و بر این اساس پارادایم
خودمحوری و جمعگرایی باید تغییر یابند به طوری که سازمان باید موجودیتی خودمختار، اجتماعی، وابسته
با محیط، در تعامل با محیط، سازماندهی شده، خودسازنده، پردازشگر باشد که هیچ کدام از این مفاهیم به
تنهایی مفهوم کلیدی و یا غایتی که بیانگر استقلال سازمان و فرد باشند، نخواهند بود. این استقلال در غیاب
31
وابستگی معنی پیدا نمی کند بلکه در بین شبکه تعاملی که سازمان در ارتباط با محیطش ایجاد کرده است
ظهور و معنی پیدا می کند.
در نتیجه، سیستم های انسانی که ما از آنها بعنوان سازمان یاد می کنیم، باید استقلال خود را در
ارتباط و محصور در درجه ای از وابستگی که بین اجزاء تشکیل دهنده، گذشته و ارتباطات و ملازمت با
سیستم های دیگر موجود در محیطشان ببینند.
ژلمن معتقد است عاملها تا حدودی به هم مرتبطاند، بنابراین رفتار یک عامل به رفتار دیگر عوامل
وابسته است. ارتباط عاملها از طریق حلقه بازخور میباشد لذا هر عامل فقط اطلاعات اطراف )محلی( را
جذب و بر اساس آن عمل میکند. هیچ جزء منفردی، تعیینکننده رفتار جمعی سیستم نیست ) Gellman; .)9111
90 تعامل بین انسجام/ تعارض: - 11
در پارادایم تسهیلکننده، انسجام و یکپارچگی عامل اصلی ظهورکننده است و اگر در پدیده ای
تعارض به چشم خورد یک موضوع غیرعادی تلقی می شود.
پارادایم پیچیدگی به دنبال یافتن ایده های مشخص و متفاوت نیست؛ مفاهیم دیگر ایزوله، ساده و
دارای ترکیبات بسته که فقط گویای خودشان، باشد، نیستند. این عامل غلبه تفکرات سیستم باز را می سازند
که نه فقط به موجود زنده برگردد بلکه ایده ها و مفاهیم را نیز در برگیرد. مفهوم باز دارای ویژگی های چند
بعدی است: بعد تجربی، تا زمانی که اجازه توصیف ویژگی های فوق العاده ارتباطات با محیط زندگی را
می دهد، بعد روش شناختی، جایی که برانگیزاننده تأکید و تمرکز بر روی ارتباط با محیط است؛ بعد نظری،
زمانی که اجازه تشخیص متمم ها، مخالفت و موافقت ها را با نظریه های مختلف می دهد؛ بعد منطقی، زیرا
معرّف اصول هویّت هستی و موجودات است؛ و بعد پارادایمی، که موجب دگرگونی پارادایم تفکیک و
45 Dialogic Coherence / Contradiction
32
انزوا که بر فیزیک، زیست شناسی و متافیزیک )ماوراءالطبیعه( غربی سایه انداخته است، می شود. )مورین؛
)2000
تفکر با روش پیچیده، به کارگیری نکات پارادایم باز در مفاهیم تنظیم شده در نظریات بسته است،
مفاهیم ریز و اتمی توسط مفاهیم کلی و درشت جایگزین شدند که نکات متفاوت و حتی متعارض با خود
جمع کردند. در این صورت، مفهوم دارای هویت دوگانه و سه گانه می شود و محیط و مشاهدهگر در داخل
آن قرار می گیرد و تا زمانی که باید از سه بعد فیزیکی، زیستی و اجتماعی نگریسته شود، دارای درونداد
سه گانه است.
از این به بعد، شیء فقط شیء به حساب نمی آید، هر موضوع مورد مشاهده و مطالعه باید از دید
سازمان آن، محیطش و مشاهدهگرش درک و دیده شود.
تفکر پیچیده، چیزی است که با مشاهدهگر اجازه تفکر بدون انسجامبخشی به دو ایده متعارض را
می دهد که مکمل همدیگر باشند. تفکر تعاملی، کشف فرانکته دیدگاهی است که بتواند تکامل و متمم بودن
و توافق را در دو مفهوم متعارض با حفظ تعارض آنها را تشخیص دهد.
همچنین باید متذکر شد که تفکر تعاملی به تنهایی کافی نیست. بلکه توجه به ویژگی جمعی و
چرخه بازگشتی )بازخور( نیز اهمیت دارد. تفکر پیچیده یک رویه و عرف شناختی را ایجاد می کند، مفاهیم
استریل و بیحاصل را در زمانی که از هم منقطع هستند، ارتباط می دهد و امکان انجام بازی بازپسگرایانه و
بازگشتی 11 را که باعث به وجود آمدن فهم و دانش می شود را می دهد. در نتیجه هیچ گزاره آغازگری برای
دانستن وجود ندارد، حقیقت، ماده، روح، شئ، نظم، ذهنیت، ارتباط گزاره هایی هستند که می توانند نقطه
شروع دانش باشند.
46 Retroactive, Recursive loop
33
پیچیدگی یعنی اینکه هر فرایند تشخیص دلالت به پدیده ای دارد که فردی و عمومی است، دارای
چرخه زاینده نظم بی نظمی تعامل سازمان بوده و با همراهی با محیط و مشاهدهگر هست و محصول - - -
رویدادهای تغییرناپذیر. پدیده محصول علیّت بیرونی و درونی است؛ هستی و وجود در آن ظهور می یابد و
به خودمختاری و وابستگی دلالت دارد و هر سازمانی در درون توسعه خود دارای خود سازمان نیز هست.
پارادیم تسهیلکننده، سازمان را از منظر ساده و به عنوان گروهی از افراد می بیند که برای رسیدن به
اهداف مشترکی با هم همکاری می کنند بنابراین می توان منطق جبری یا احتمالی را بکار برد تا رفتار
سازمانی را پیشبینی کرد. این نوع از منطق با تشکیل تحول دیالکتیک سازمان، فراموش می کند که نوآوری
از رابطه بین نظم و بینظمی بهوجود میآید. آنچه را که پارادیم پیچیدگی می خواهد بیان کند اینست که،
تکامل سازمان محصول تعارضات داخلی خود است بنابراین، وجود تعارضات، پایه و اساس سازمان است
( Tarride, Züniga; .) 2090
جمع بندی
جدول ) 9 2 ( تفاوت های اصول بیان شده در پارادیمهای تسهیل کننده و پیچیده را در کنار هم به نمایش می گذارد که بر اساس آنها، سازمان ها به عنوان سیستم های فعال انسانی تلقی شده اند.
سازمان هایی که در بستر پارادیم مکانیستی و سیستمی قرار گرفته اند تمایل کمی به داشتن ویژگی های خاص و استثنائی دارند، و عمومیت و جهانشمولی را مورد توجه قرار می دهند؛ هنجارها،قوانین، اشتراکات، مسایل متداول، همگونی و همشکلی از ویژگی های اصلی آنهاست. در حالی که سازمان های پیچیده به دنبال جدا کردن موارد جهانی با موارد خاص هستند.
جایی که سازمان های مکانیستی رفتارهای خود را تکراری و مربوط با گذشته اعلام می کنند و
فرض خود را مبتنی بر مفهوم زمان برگشتپذیر گذاشته اند، سازمان های سیستمی ویژگی های خود را بر
تکامل از طریق زمان برگشتناپذیر متمرکز کرده اند. سازمان های پیچیده، تبیین کننده رفت و برگشت و
31
تعامل بین برگشتپذیری و برگشتناپذیری است که باعث درک ثبات و تغییر سازمانی، تکراری و تازه
بودن، هویت ها و ساختارهایی می شود که به طور هم زمان روی می دهد و استراتژی های تدوین شده و اجرا
شده را اصلاح و تغییر می دهد.
سازمان های مکانیکی از روی اجزاء تشکیل دهنده آنها توصیف می شوند در حالی که سازمان های
سیستمی از روی کلیت اجزاء تشکیل دهنده توصیف می شوند. سازمان های پیچیده ارتباط دوجانبه را بیان
می کنند و عنوان می شود که اندیشیدن به جزء، بدون در نظر گرفتن کل، و دیدن کل، بدون توجه به جزء،
امکانپذیر نیست.
جدول ) 9 2 (: تفاوت پارادایمهای تسهیلگر و پیچیدگی: -
پاراديم تسهیل کننده
پاراديم پیچیدگی
مکانيستي سيستمي
جهانشمولی جهانشمولی ارتباط تعاملی بین جهانشمولی و خاص بودن
زمان برگشتپذیر زمان برگشتناپذیر
ارتباط تعاملی بین برگشتپذیری و
برگشتناپذیری زمان
اجزاء معرف کل هست کل معرف اجزاست ارتباط تعاملی بین اجزاء و کل
علیّت خطی علیّت حلقوی ارتباط تعاملی بین علیّت حلقوی و خطی
واقعیت منظم سیستم منظم است ارتباط تعاملی بین نظم و بینظمی
اشیاء در انزوا از محیط شئ با محیط ارتباط دارد ارتباط تعاملی بین شیء و محیط آن
مشاهدهگر وابسته با موضوع مشاهدهگر، موضوع را معرفی می کند ارتباط تعاملی بین مشاهدهگر و موضوع
31
خودمختاری وجود ندارد خودمختاری به محیط وابسته است ارتباط تعاملی بین خودمختاری و وابستگی
منطق جبری یا احتمالی منطق جبری یا احتمالی استفاده از منطق پیچیده
سطح پيچيدگي
آنچه مسلم است اینست که پیچیدگی با ویژگیهایی که ذکر شد نیز دارای سطوح مختلفی میباشد.
2000 ( در ذیل علم پیچیدگی، سه موضوع نظریه آشوب ،2003 ، در این زمینه استیسی ) 2001 11 ، سیستمهای
سازگار پیچیده و ساختارهای زوالپذیر 11 را مطرح میکند و برای هر کدام، ویژگیهایی را عنوان میکند.
لیکن با دقت در این موضوع به نظر میرسد که وی در مقام بیان سطوح پیچیدگی نیست بلکه نظریات
مختلف را در علم پیچیدگی برشمرده است؛ لذا در یک دید نظاممند، نظریه آشوب، رفتار سیستم پیچیده را
تشریح میکند، سیستمهای سازگار پیچیده به بیان ویژگیهای سیستمهایی میپردازد که در محیط پیچیده بقا
یافته و خود را با آن سازگار کردهاند، و ساختارهای زوالپذیر نیز عنوانی است برای توصیف نوع ساختار
سیستمها را در شرایط گوناگون محیط پیچیده. بنابراین نمیتوان به طور قطع سطوح پیچیدگی را از این
تقسیمبندی موضوعی استخراج کرد.
انسوف و مک دانل 11 9110 ( در تقسیمبندی که از محیطهای مختلف داشتهاند، پنج سطح تلاطم را (
معرفی میکنند. جدول ) 2 2 ( سطوح تلاطم محیطی را با ویژگیهای هرکدام بیان میکند. -
جدول ) 2 2 (: سطوح تلاطم محیطی: -
47 Chaos Theory
48 Dissipative Structures
49 H. Igor Ansof and Edward J. McDonnell
31
. منبع: انسوف، ایگور و مک دانل، ادوارد؛ استقرار مدیریت استراتژیک؛ انتشارات سمت؛ 9311